سالگرد پیروزی مردمی ترین انقلاب تاریخ معاصر جهان مبارک باد/ جمهوری اسلامی؛ آری .... حکومت خودکامان هرگز
كد خبر : 857
1388/03/03 - 16:26:27 P.M
Hacked by Cairex Digital Security Team
پايگاه اطلاع رساني سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران: نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي در دوره ششم در گفتوگو با خبرنگار ، سايت ستاد ائتلاف اصلاح طلبان به بازخواني خاطراتش از دوران نمايندگي اين مجلس پرداخت ودر بيان فضايي كه مجلس ششم در آن شكل گرفت، يادآورشد:« انتخابات دوره ششم مجلس شوراي اسلامي در شرايطي برگزار شد كه حركت اصلاحي دوم خرداد در اوج شكوفايي خود بود و پس از پيروزي آقاي خاتمي در دورهي هفتم رياست جمهوري مردم بسيار اميدواربودند كه ايشان بتوانند شعارها و مواضعي را كه اعلام كرده است تحقق بخشد. مردم تصور ميكردند اگر مجلس هم در اختيار اصلاحطلبان باشد، امكان تحقق اهداف آقاي خاتمي بيشتر خواهد شد، لذا حضور و استقبال مردم در انتخابات دورهي ششم بسيار بالا و زياد بود.»
وي دربارهي شيوه نظارت بر صلاحيتها در انتخابات مجلس ششم خاطرنشان كرد: « در آن مقطع فضاي سياسي كشور به گونه اي بود كه رد صلاحيت نامزدها دشوار بود. ضمن اين كه شايد جريان مخالف اصلاحات تصور ميكرد با دادن آزاديهاي نسبي در انتخابات تنها بخشي از كرسيهاي مجلس به اصلاحطلبان ميرسد و درعين حال ميخواست اين طور وانمود كند كه ناتواني اصلاحات در رسيدن به اهدافش با وجود حضور اصلاحطلبان در حاكميت، ناشي از ضعف و ناتواني خودشان بوده است. يعني هماني كه مردم در سالهاي بعد به اصلاحطلبان از سر نااميدي از روند اصلاحات ميگفتند.»
وي ادامه داد :« شايد جريان مخالف اصلاحات در انتخابات مجلس ششم خود را جمع و جور كرد و راجع به قضايا فكر كرده بود و ميخواست نشان دهد كه با حضور اصلاحطلبان در مجلس هم تحول مهمي كه خواست مردم بود رخ نخواهد داد. لذا شايد مقداري منعطفتر برخورد كردند.»
نبوي در ادامه يا بيان اينكه از نظر مردم شنيدن "نتوانستند" و "نگذاشتند" تفاوتي ندارد، توضيح داد :« حاصل اين دو براي مردم يكي است. حتي برخي چهرههاي سياسي با اين تصور كه اصلاحطلبان با بودن در حاكميت نميتوانند كاري كنند، شركت در انتخابات را نهي ميكردند.»
وي در ادامه با اشاره به اتفاقاتي كه همزمان با آغاز به كار مجلس شاهدش بوديم،افزود: « ترور حجاريان بلافاصله پس از انتخابات و بستن حدود 20 روزنامه اصلاحطلب در واقع نوعي هشدار به اصلاحطلبان و مردم بود كه بدانند با داشتن همهي نهادهاي انتخابي هم نميتوانند به اهدافشان برسند.»
وي دربارهي تندرويهايي كه در آن زمان صورت ميگرفت، اظهارداشت:« هر چند كه من در مجلس جزء كساني بودم كه سعي ميكردم نوعي اعتدال ايجاد كنم كه حركتهاي تند و بيحساب كتاب انجام نشود. اما بايد دانست كه تندروي و كندروي نسبي است، همهي افراد خودشان را در ميانهي ميدان احساس ميكنند و جلوتر از خود را تندرو و عقبتر را كندرو قلمداد ميكنند و نميشود به طور قطعي گفت تندروي و كندروي چيست و تعريفش كجاست و حد آن چيست.»
مردم به اصول اصلاحات راي دادند و دفاع از اصول نيز تندروي نيست
وي در پاسخ به اين كه آيا نمايندگان مجلس ششم ميتوانستند به گونهاي گام بردارند كه اعتماد سطح بالاي حاكميت را نسبت به فعاليتهايشان جلب كنند، خاطرنشان كرد:« شايد ميشد كارهايي كرد. البته آقاي خاتمي و مجلس ششم شعارهايي را مطرح كردند و راي آوردند. آنها در انتخابات اصولي داشتند. اگر گروهها پس از پيروزي در انتخابات فراموش كنند، چه مطالبي در مبارزات انتخاباتي به مردم گفتند بسيار بد است. اصلاحطلبان هم نميتوانستند شعارها و اصول خود را فراموش كنند. مردم به اصول اصلاحات راي دادند و دفاع از اصول نيز تندروي نيست. اصولي كه از ابتدا اعلام شده بود و مردم با توجه به آنها به موكلينشان راي دادند.»
اين عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران، تصريح كرد: «شعارهاي حركت اصلاحي از ابتدا كاملا مشخص بود. حركت اصلاحي حركتي بود كه آقاي خاتمي بنيانگذار آن بود و بارها از دفاع از آزادي و مردمسالاري، پاسخگو كردن همهي قدرت در چارچوب قانون اساسي و حاكميت قانون گفته بود. حاكميت قانون شعار آقاي خاتمي بود. ممكن است ايشان و ما متوجه اين نبوديم كه حاكميت قانون چقدر سخت است و هزينههايي كه بايد براي آن پرداخت چيست. بردن همه در چارچوب قانون اساسي كار بسيار دشواري است و اگر در اين زمينه اصرار كرديم ممكن است از آن تلقي ساختارشكني شود.»
حركت اصلاحي و مجلس ششم به هيچ وجه به دنبال ساختار شكني نبوده و نيست
وي افزود: « به جرأت ميگويم حركت اصلاحي و مجلس ششم به هيچ وجه به دنبال ساختار شكني نبوده و نيست.»وي ادامه داد :« حرف من اين است كه همهي قدرتها بايد حد و حدود و وظايف و اختياراتشان در چارچوب قانون اساسي معلوم و نسبت به آن به مردم و نه تنها به خدا پاسخگو باشند.چرا كه نظام ما مردمي است و پاسخگويي به خدا جاي ديگر و مكانيزم ديگري دارد. تمام اجزاء و اركان نظام ما بايد به مردم پاسخگو باشند. اگر اين حرف ساختارشكني است، بله ما ساختارشكن هستيم.آيا اين اعتقاد كه همهي قدرتها در چارچوب قانون اساسي بايد محدود و پاسخگو باشند، ساختارشكني است؟»
نبوي ادامه داد:« زمانيكه آقاي خاتمي ميخواست نامزد رياست جمهوري باشد، برداشتش از ولايت فقيه مشخص بود. ما غش در معاملهاي نكرديم. حرفمان را قبل از انتخابات دوم خرداد و حتي سال 72 زديم. زماني من در انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران گفتم برداشت آقايان ممكن است به لحاظ فقهي هم براي برخي قابل قبول باشد، اما به لحاظ قانوني قانون اساسي بايد ميثاق ملي باشد.»
وي ادامه داد:« ما با اين ديدگاه اصلاحي وارد مجلس شديم و سعيمان اين بوده و هست كه اين ديدگاه را در كشور حاكم كنيم و سخن ما براي آنان به قيوميت حاكميت بر مردم اعتقاد دارند، ساختار شكنانه است. البته ممكن است تندرويهايي به شكل سخنراني يا رفتاري يك فرد در جمعي بوده باشد. اما مجلس ششم در مجموع، نه تندروي كرد نه ساختار شكني. همهي كارهايش در چارچوب قانون اساسي و دفاع از شعارهاي حركت اصلاحي بوده است. هر چند كه متاسفانه مصوباتش با سد شوراي نگهبان روبهرو شد.»
نبوي در ادامه با بيان اينكه برخي با انجام فعاليت هايي مثل ترور و ايجاد ناامني مي خواستند وضعيت فوقالعادهاي در كشور ايجاد شود كه امكان تشكيل مجلس ششم در كشور به وجود نيايد، افزود:« در آن مقطع با عكسالعملهاي مناسب اصلاحطلبان و با تعاملي كه با رهبري انجام شد، بسياري از اين كارها ناكام ماند و بالاخره مجلس ششم شكل گرفت.»
ميخواستند اصلا مجلس ششم شكل نگيرد
وي همچنين با اشاره به فضاي سياسي كشور در آستانه برگزاري هفتمين انتخابات رياست جمهوري، تصريح كرد:« حتي در دوم خرداد 76 تا صبح روز بعد كه نتايج آرا اعلام شد. عدهاي پيشنهاد ميكردند كه شبانه 2 ، 3 هزار نفر دستگير شوند و صبح رقيب آقاي خاتمي به عنوان پيروز انتخابات اعلام شود. اگر به ياد داشته باشيد عدهاي تا ساعاتي پس از نيمه شب و بامداد سوم خرداد در ميدان وليعصر جمع شده بودند و منتظر پيامهايي بودند كه برنامههايي را اجرا كنند. اما آن برنامهها به دلايلي اجرا نشد. آقاي خاتمي رييس جمهور شد. در زمان شكل گيري مجلس ششم هم جريانهايي تند و راديكالتر در جبههي مخالفان اصلاحات وجود داشتند و ميخواستند اصلا مجلس ششم شكل نگيرد.»
وي در ادامه با رد باز شدن راه اصلاحات با تشكيل مجلس ششم و دولت اصلاحات گفت: « حضور خاتمي در رياست جمهوري و تشكيل مجلس ششم به مفهوم اين نبود كه كاملا اتوباني براي حركت اصلاحي ايجاد شده است و حركت اصلاحي ميتواند با سرعت بالا پيش رود. با وجود شكست مخالفان اصلاحات در تشكيل نشدن مجلس ششم آنها برنامههايشان براي مقابله با اصلاحات را ادامه ميدادند.»
نايب رييس مجلس ششم افزود: « زمانيكه پس از پيروزي خاتمي دستور داده شد كه طرفدارانش جشن و پايكوبي راه نيندازند، مسلم بود كه كار تمام شده نيست. فرداي دوم خرداد تعدادي از جوانان و دانشجويان را با بهانههاي واهي دستگير و با آنها برخورد كردند. مدتي بعد قتلهاي زنجيرهاي رخ داد. در جريان مخالف اصلاحات برخي معتقد به خفه كردن جريان اصلاحي در نطفه و فرصت ندادن به تشكيل دولت توسط خاتمي بودند، برخي هم معتقد بودند دولت خاتمي نبايد بيشتر از شش ماه دوام بياورد و برخي برنامهها هم بلندمدتتر بودند. در مورد مجلس هم اينگونه رفتار شد. عدهاي ميگفتند اصلا نگذاريم مجلس ششم شكل بگيرد. اما آن نظر نتوانست پيروز شود.»
وظيفه قانونگذاري مجلس ششم با سد شوراي نگهبان عملا تعطيل بود
وي ادامه داد:« طرفداران طرحهاي بلندمدتتر معتقد بودند بايد كاري كرد خاتمي رييس جمهور باشد و مجلس ششم در اختيار اصلاح طلبان باشد، اما عملا اين نهادها كارايي لازم را نداشته باشند. همانطور كه ديديم آقاي خاتمي ميگفت در دولت من هر 9 روز يك بحران ايجاد شد. يا مي گفت بعضيها رييسجمهور را تداركاتچي ميخواهند! در مجلس هم همهي ما با اين فضا روبه بو بوديم. وظيفه قانونگذاري مجلس ششم با سد شوراي نگهبان عملا تعطيل بود و هر قانوني كه ربطي به اصلاحات داشت، اتوماتيك رد ميشد حتي مصوباتي كه زمينهي اصلاحي نداشت، اما مردم را اميدوار ميكرد مانند بودجه صدا و سيما، قانون سربازي، شوراها و حتي قانون جلب و حمايت از سرمايههاي خارجي با مشكل روبه رو بود. اين حركتها باعث ميشد مردم اميدشان را به اصلاح امور با شركت در انتخابات و تعيين سرنوشت از دست بدهند و احساس كنند شركت آنها در انتخابات در سرنوشتشان تغيير حاصل نميكند.»
نبوي همچنين در پاسخ به اين پرسش كه آيا در آن مقطع اصلاحطلبان ميتوانستند به گونهاي گام بردارند كه اعتماد جناح رقيب و بخشهاي ديگر حاكميت را به خود جلب كنند؟ گفت: «جنگ و دعواي مجلس ششم بيشتر بود يا جنگ و دعواي اميرالمومنين(ع) در پنج سال خلافتش! قطعا درگيريهاي او خيلي بيشتر بود آن هم درگيري نه با خسروپرويز و روم و ... بلكه با برخي صحابي پيامبر! پافشاري بر اصول تنشزاست. آنها كه ميگويند مجلس بايد آرام باشد، منظورشان اين است كه كوتاه بياييد و پافشاري نكند! ما بر اساس ميزان درگيريها كه امام علي(ع) را محكوم نمي كنيم، ميگوييم چون از حق دفاع ميكردند، مجبور به درگيري بودند.»
وي گفت:« در دوران ملي شدن صنعت نفت و كودتاي 28 مرداد 32 حدود 11 سالم بود.خانهي ما هم نزديك منزل مرحوم مصدق بود كه جنگ اصلي هم آنجا بود. مي ديدم مردم ، همسايهها و اهل محل باهم جمع شده بودند و درگيريها تا ساعت 5 و 6 ادامه داشت و تيراندازيهايي انجام مي شد. خيلي از مردم عادي كه صحبت ميكردند، ميگفتند از اين زنده باد ومرده باد خسته شديم. داستان اين زنده يا مرده بادها هم اين بود كه مصدق نفت را ملي كرده بود و دست استعمارگران انگليس را از كشور كوتاه كرده بود. آنها هم ساكت نمي نشستند. عوامل و ايادي آنها در سراسر كشور بودند و رييس شهرباني مصدق را شب تاريك به خانهاي دعوت كردند و كشتند!»
وي تاكيد كرد:« مخالفان، گام بلند مجلس ششم را عمدتا در رابطه با اصلاحيهاي مختصري كه در مورد قانون مطبوعات داد مي دانند. اما وقتي اين طرح از دستور خارج شد، ديگر بعد از آن مجلس ششم كوچكترين گام بلندي برنداشت. اتفاقا بايد گفت آن زمان همهي انتقادات از مجلس ششم اين بود كه چرا گام بلندي برنميداريد؟! همه ي انتقادات اين بود. مجلس ششم چه كار جز اين كه تعدادي طرح در جهت تثبيت و نهادينه كردن آزادي مطرح كرد و به تصويب رساند انجام داد! هر اصلاحي كه داد جلويش را گرفتند. تاكيد بر حضور هيات منصفه در دادگاه و يا تعريف جرم سياسي گام بلند است؟ مثلا بايد چه كار مي كرديم ميآمديم در مجلس آوازميخوانديم؟! بر خلاف امروز آن زمان متهم بوديم كه چرا محافظهكاري ميكنيم.»
نبوي با اشاره به تحصن نمايندگان مجلس ششم تاكيد كرد:« حركت تند مجلس ششم تحصن بود، چون فكر ميكرديم تلاش ميشود، اساس جمهوريت نظام منهدم شود. انتخابات مجلس هفتم اولين انتخاباتي در جمهوري اسلامي بود كه به قول رييس جمهور و رييس مجلس وقت تكليف 190 كرسي مجلس از پيش تعيين شده بود. آيا ايستادگي مجلس اصلاحات در مقابل اين كار تندروي بود؟ اين تنها كاري بود كه نمايندگان ملت ميتوانستند انجام دهند. به علاوه اين كه تحصن حق نماينده است و در هيچ كجاي قانون تحصن تخلف نيست.»
وي افزود:« در جريان انتخابات مجلس هفتم ازهشت هزار نفر نامزد انتخابات 3 هزار و پانصد نفر رد صلاحيت شدند. آن هم تحت اين عنوان كه ما صلاحيت آنها را احراز نكرديم!! مگر توانسته بودند صلاحيت بقيه را احرازكنند؟ مگر 12 عضو شوراي نگهبان توان اين را داشتند كه در مورد چهارهزار و پانصد نفر به يقين برسند كه شرايط را دارند؟»
نبوي در ادامه تصريح كرد:« اگر ما در مجلس ششم در اعتراض به هدم اساس جمهوريت نظام و تعطيلي دموكراسي در كشور تحصن نميكرديم راي دهندگان حق داشتند به ما اعتراض كنند كه شما چرا در مقابل چنين واقعهاي ايستادگي نكرديد. در تحصن، نتيجه ملاك نبود. به وظيفهي خود عمل كرديم و كارمان ارزشمند بود.ما مسلمانان موظف به عمليم نه نتيجه! ممكن است در فضاسازيهايي كه آن روز يا امروز ميشود به اهميت آن توجه نشود. اما در طول تاريخ انقلاب و كشور اين اتفاق مهم بود. وقتي از مرحوم مدرس و مصدق در طول تاريخ به نيكي ياد ميكنيم به خاطر چند سخنراني تعيين كننده بود هرچند كه پيروز نشدند.مجلس ششم مدرس و مصدقهاي بسياري داشت كه اكثريت آن مجلس در تمام اين برنامهها درجهت تحقق حركت اصلاحي فعالانه حضور داشتند و شركت ميكردند.»
مگر حالا كه مجلس و شوراي نگهبان يكدست شده مشكلات مردم و مسايل معيشت مردم و سياست خارجي حل شده؟!
نبوي در ادامه گفتوگوي خود باخبرنگار ستاد ائتلاف اصلاح طلبان، با بيان اينكه بايد مصداق بياوريد كه كجا بايد كوتاهتر حركت ميكرديم، خاطرنشان كرد:« زماني يكي از بزرگان گفت يكي از دلايلي كه مجلس ششم تندروي كرده است همين قانون مطبوعات بوده است كه به صحن مجلس رفت و رهبري جلوي آن را گرفت. برخي ازكساني كه امروز ما را متهم به تندروي ميكنند در آن زمان جزو كساني بودند كه عليرغم دريافت نظر رهبري در فراكسيون جبههي دوم خرداد بر اصلاح قانون مطبوعات تاكيد داشتند. تنها يك نفر كه امروز بيشتر ازهمه معتقد به تندروي در آن مقطع است راي مخالف داد.»
وي با بيان اينكه نمي توانستيم به خاطر مخالفت شوراي نگهبان بر مصوبات به حق پافشاري نكنيم، تاكيد كرد: « بايد روي مصوبه خود پافشاري ميكرديم. اگر قرار بود ما حرف شوراي نگهبان را تاييد كنيم، پس چرا آمده بوديم؟ مگر حالا كه مجلس و شوراي نگهبان يكدست شده مشكلات مردم و مسايل معيشت مردم و سياست خارجي حل شده؟!»
وي اضافه كرد:« در دوم خرداد نام خاتمي در ليست چهار نفره كانديداهاي رياست جمهوري چهارم بود و وقتي علت را پرسيديم گفتند كه چون راي آقاي خاتمي در شوراي نگهبان كمتر از بقيه بود اين پيامي به مردم بود كه خاتمي از همه كانديداها كمتر مورد تاييد شوراست با استدلال شما وقتي ما اين را در آن زمان فهميديم بايد كنارمي كشيديم؟ در آن زمان تبليغ ميكردند كه نظر رهبري موافق حضور آقاي خاتمي در انتخابات نيست كه آقايان حجج اسلام كروبي و موسوي خوئينيها خدمت رهبري رفتند و معلوم شد اينگونه نيست. نميشد چون شوراي نگهبان خوشش نميآيد جرم سياسي تعريف شود ما مصوبه در اين باره نداشته باشيم و آن را رها كنيم.»
وي ادامه داد:« من در استعفانامهام ذكر كردم كه ما حركتهاي زيادي در جهت تعامل با ساير نهادها داشتيم. ما حتي در همين انتخابات مجلس هفتم رسما و صريحا پيشنهاد كرديم اگر نامزدهايي كه به ناحق صلاحيتشان رد شده است تاييد شوند ما هشتاد نماينده رد صلاحيت شده انصراف ميدهيم، اما اين تعاملها نتيجه نداشت.»
نبوي گفت: « هدف ما ماندن در مجلس نبود بلكه به دنبال تحقق اهداف اصلاحي بوديم و لو رد صلاحيت و از حقوق اجتماعي محروم شويم. ما تمام زندگي مان را وقف اعتقادات و آرمانهايمان كردهايم و بايد بكنيم. اين حرف ما اصلا معني ندارد كه ببينيم شوراي نگهبان چه چيزي دوست دارد و ما همان كار را بكنيم.»
علت پيروزي كامل يك جناح سياسي در انتخابات دور ششم مجلس
اين عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در ادامه گفت و گو با خبرنگار ستاد ائتلاف اصلاحطلبان دربارهِي علت پيروزي كامل يك جناح سياسي در انتخابات دور ششم مجلس شوراي اسلامي تصريح كرد:« در شهرهاي بزرگ هميشه ليستها راي آوردهاند و واقعيت اين است كه ليست مشاركت از ليست جبهه دوم خرداد بيشتر راي آورد. چون جبهه مشاركت به عنوان حزب آقاي خاتمي شناخته مي شد همه ستادهاي انتخاباتي آقاي خاتمي كانون هاي حزب مشاركت شدند. تصور خيلي از كساني كه عضو حزب مي شدند و يا به كانديداهايش راي مي دادند اين بود كه حزب مشاركت يعني آقاي خاتمي و چون خاتمي را قبول داشتند اين ليست قوي ترين ليست بود.»
نبوي در پاسخ به اينكه راي بالاي كانديداهاي حزب مشاركت تاچه حد مرتبط با رويكرد انتقادي تند سران آن نسبت به هاشمي بوده است؟ خاطر نشان كرد:« نمي دانم، البته سازمان هيچ گاه عليه آقاي هاشمي در جريان انتخابات موضع نگرفت و مشاركت هم رسما موضع گيري نكرد، اما بعضي از اعضاي آن در سخنراني ها و مصاحبه ها به آقاي هاشمي حمله كردند، معمولا كساني كه با توجه به نابسامانيها، جريان حاكم را زير سوال ببرند بيشتر مورد توجه قرار ميگيرند. نمونهي اخير آن را هم اخيرا ديدم كه رييس جمهور به عنوان چهرهي جديد و ناشناس و نقاد به 27 سال عملكرد مديريت كشور مورد توجه قرار گرفت.معتقدم دور دوم انتخابات رياست جمهوري نهم راي آقاي احمدي نژاد در مقايسه با آقاي هاشمي بيشتر شده بود، در حالي كه در دوره اول كساني كه به آقاي احمدي نژاد راي ندادند 16 ميليون نفر بودند.»
من تنها كسي بودم كه گفتم ورود آقاي هاشمي به عرصهي انتخابات را بياشكال ميدانستم
نبوي همچنين در خصوص نظر سازمان مجاهدين انقلاب نسبت به انتقادات احزابي مثل مشاركت از هاشمي رفسنجاني در مقطعي گفت:« در خرداد سال 78 شوراي هماهنگي جبهه دوم خرداد مرا به عنوان رييس ستاد انتخابات تعيين كرد، در جلسهاي در آن روزها كه حضور داشتم صحبت از آمدن آقاي هاشمي به صحنه انتخابات شد خيلي از دوستان چپ به شدت مخالف بودند. من تنها كسي بودم كه گفتم ورود آقاي هاشمي به عرصهي انتخابات را بياشكال ميدانستم و نظرم مورد انتقاد برخي دوستان قرار گرفت و از راي به رييس ستاد شدن من ابراز پشيماني كردند من هم بلافاصله استعفاي خود را دادم و تا شهريور ستاد رييس نداشت كه دوباره با اصرار و فشار از من خواستند كه رياست را بپذيرم، اما اين بار شرط مرا مبني بر موضعنگرفتن اعضاي ستاد عليه هيچ يك از كانديداهاي تشكلهاي عضو شورا را پذيرفتند و ستاد جبهه دوم خرداد هيچ وقت عليه آقاي هاشمي موضعي نگرفت.»
وي خاطرنشان كرد:« فضاي چپ آن زمان به دليل يك سري تحريكات عليه هاشمي بود. تحريكاتي كه امروز ميفهمم بي حساب و كتاب نبود و منشا آن جريان مقابل اصلاحات بود، خبرها واطلاعاتي به جناح چپ از گفتهها و مطلب پنهاني در مورد آقاي هاشمي داده مي شد كه هيچ كدام به احتمال زياد واقعيت نداشت، اما از جاهايي به ظاهر موثق اين اطلاعات مي رسيد و تلقي دوستان چپ اين بود كه آقاي هاشمي در مقابل اصلاحات گارد گرفته است.حتي شايع كردند كه آقاي هاشمي گفته است اگر يك هفته اختيار نيروهاي مسلح را به من بدهند اصلاحات را كاملا از صحنه روزگار محو مي كنم .البته در آن زمان هم من اين سخنان را باور نميكردم.»
وي درباره انتقاداتش نسبت به سياست تعديل گفت:« ما در دورهي رياست جمهوري آقاي هاشمي از منتقدين سرسخت سياستهاي تعديل بوديم سياست تعديل شده تعديل را بيشتر مي پسنديدم به شرطي كه جنبهي تاكتيكي نمي داشت اتفاقا يكي از نقدهايي كه به ما مي شود اين است كه چرا بعد از دوم خرداد 76 به سياستهاي اقتصادي نقد نكرديم. البته سياست هاي بعد از خرداد 76 عينا سياستهاي تعديل نبود. مخالفت ما با سياستهاي تعديل به خاطر اين نبود كه طرفدار سوسياليسم اقتصادي باشيم. من از ابتداي انقلاب طرفدار سرسخت سرمايهگذاري خارجي بودم حتي طرفدار سرمايهگذاري بخش خصوصي بودم به شرط اين كه در كشور مشكل عرضه وجود نداشته باشد در دولت آقاي موسوي هم اقليتي بود كه با اين سياست مخالفت ميكرد و در آن دولت ما اكثريت شكنندهاي به دست آوريم واين سياستها را پيش ميبرديم.همان موقع طرفدار سرمايه گذاري بخش خصوصي و حاكميت عرضه و تقاضا بوديم.»
وي گفت:« يكي از اختلافات ما با آقاياني كه در دولت هاشمي بودند اين بود كه كنترل تقاضا را اگر با افزايش قيمت جبران كنيم نتيجه اش فقر بيشتر مردم مي شود.چون بسياري از متقاضيان از عرصه خارج ميشوند. ما معتقد بوديم تا وقتي كه مشكلات اقتصادي كشور حل شود، نبايد اين كار را كرد.»
نبوي افزود:« به عنوان مثال معتقد نيستم امروز كه يك ميليون اتومبيل توليد ميشود ما بايد مثل سال 62 سهميه اتومبيل به مردم توزيع كنيم و جلوي حاكميت قانون عرضه و تقاضا را در مورد خودرو بگيريم. وقتي در اين موارد و كالاهايي مثل بنزين خودكفا شدهايم يا امكان واردات داريم سهميه بندي بنزين ضرورتي ندارد آن زمان كه سهميهبندي ميكرديم توليدمان بالا نبود و امكان واردات هم به خاطر جنگ نداشتيم.»
وي تاكيد كرد:« بنابراين در اصل ما با عرضه وتقاضا مخالف نبوديم مي گفتيم قانون عرضه و تقاضا را جايي حاكم كنيد كه فشار به طبقات محروم وارد نشود.»
وي افزود:« به عنوان مثال من هيچ گاه با تغزيرات حكومتي موافق نبودم، از وقتي سرپرست ستاد بسيج اقتصادي در زمان شهيد رجايي بودم معتقد بودم كه كنترل قيمتها به اين شيوهها انجام نميشود. زمان شهيد رجايي هم با وجود شرايط جنگي و تحريمهاي سنگين، تنها 5 يا 6 كالا كه نيازهاي اساسي مردم سهميه بندي شده بود.»
آقاي خاتمي سياست تعديل تعديل شده را پيگيري كرد
نبوي دربارهي سياستهاي اقتصادي دولت خاتمي گفت:« آقاي خاتمي سياست تعديل تعديل شده را پيگيري كرد و در دوران او نه تنها يارانهها هيچ وقت كاهش پيدا نكرد، بلكه اضافه هم شد. چون هنوز قدرت خريد طبقات كم درآمد پايين بود تا قانون عرضه و تقاضا حاكم شود و با وجود تك نرخي شدن ارزها تدابير دولت باعث شد كه قيمت كالاها افزايش نيابد.»
وي افزود:« من با سرمايهگذاري مخالف نبوده و نيستم، بلكه آنچه كه با آن مخالف بودهايم اين است كه به جاي فروش كارخانههاي دولتي به بخش خصوصي زمينه را براي سرمايهگذاري اين بخش فراهم كنيم. نه اين كه با تعزيرات حكومتي بخش خصوصي را از سرمايهگذاري بترسانيم.»
نبوي گفت:« زماني در دولت ميرحسين مصاحبهاي با كيهان كردم و گفتم كه امروز بايد صادرات غيرنفتي به هر ميزان كه ممكن است ولو به قيمت پولدار شدن يك عده افزايش يابد، چپهاي آن زمان به من اعتراض كردند و مقداري از بحث استيضاح، در مجلس سوم محصول همين مسائل بود.»
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا چپهاي ايران تفكر اقتصادي سوسياليستي دارند؟ تصريح كرد:« در كشور ما هيچ كس طرفدار اقتصاد سوسياليستي نيست. زماني كه وزير صنايع سنگين بودم 700 واحد خصوصي تحت پوشش داشتيم كه خيلي از آنها از آن دوره به خوبي ياد ميكنند و معتقدند از بخش خصوصي صنايع سنگين حمايت خوبي ميشد. ماها نميتوانستيم سوسياليست باشيم.»
ميگفتند ما در قرآن سود بازرگاني نداريم!
اين عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران دربارهي علت نامگذاري طيف او به نام چپ و همچنين اساس اختلافات بين دو جناح گفت:« در ابتداي انقلاب وقتي ما ميخواستيم برنامهريزي كنيم، جناح راست ميگفت اصلا ما در قرآن چيزي به عنوان اين قبيل برنامهريزيها نداريم ،هرچند كه امروز خودش تعديل شده و فهميده آن موقع اشتباه ميكرده است. ميگفتند اگر تقوا پيشه كنيد نيازي به برنامهريزي نيست با برنامهريزي و گمرك و غيره مخالفت ميكردند و ميگفتند ما در قرآن سود بازرگاني نداريم!
ميگفتند در صدر اسلام و در مدينهالنبي سود بازرگاني و گمرك نداشتيم.»
وي افزود:« در آن زمان ميگفتند بانك براي وام است بايد به صندوقهاي قرضالحسنه تبديل شود. با بيمه مخالفت ميكردند. ما كه جلوي اين حرفها ميايستاديم به جناح چپ معروف شديم. خوب است كه تركيب چپ دولت موسوي را بررسي كنيد.»
نبوي گفت:« ما با قانون كاري كه كارگر را به عنوان اجير ميدانست و ميخواست قانون اجاره را به عنوان قانون كار اعمال كند مخالف بوديم . آنجا آقاي خاتمي با ما همراه بود و هاشمي شاهروردي هم از نظر فقهي به ما كمك ميكرد. در مقابل جامعهي مدرسين با آن قانون موافق بود. آقاي شاهرودي بار فقهي ما را قوي ميكرد. چندين جلسه به آقاي هاشمي شاهرودي در مورد اين قانون صحبت كرديم و در نهايت موفق شديم جلوي آن را بگيريم. هر چند با اين قانون بعدي هم موافق نبوديم، آن قانون در مجلس سوم از دست مان در رفت.»
وي خاطر نشان كرد: « ما معتقد بوديم كه كارخانههاي دولتي را نبايد به بخش خصوصي واگذار كنيم، اگر ميخواهيم اين كار را بكنيم بايد به اهلش واگذار نمائيم. نه به كساني كه فقط پول دادند و توان اداره يك مغازه را ندارند. در بقيه موارد اختلافهاي ما سر چيزهاي ابتدايي بود كه جهان سرمايهداري 200 سال پيش حل كرده بود. چيزهايي مثل بانك، بيمه، ماليات و سود بازرگاني كه در جهان سرمايهداري مطرح است نه سوسياليسم. ميگفتند ماليات نگيريم همان خمس و زكات كافي است. دعواهاي ما اين چيزها بود.»
نبوي در پاسخ به اين سوال كه آيا امام(ره) هم در دعواها دخالت ميكردند گفت:« حضرت امام دراين موارد هميشه با ما همراه بودند. البته در بحث سرمايهگذاري دعواها به جاهاي بالا نرسيد چون كسي نميآمد در كشور ما زمان جنگ سرمايهگذاري كند. در موارد ديگر اگر كمك امام(ره) به ما نبود و به داد ما نميرسيد مشكل ما حل نميشد.»
وي ادامه داد:« به عنوان مثال در بحث توليد برنج پرمحصول دولت براي تشويق برنجكاران قيمت برنج پرمحصول را افزايش داد و اعلام كرد كه خريد برنج تنها در انحصار دولت خواهد بود. راست به شدت با ما مخالفت كرد و گفت شما شرعا اجازه نداريد ما جادهها را بسته بوديم و نميگذاشتيم برنج از شمال به بازار تهران بيايد ميگفتيم فقط بايد به مراكز دولتي داده شود. آقاي مهدويكني - نخست وزير وقت - خدمت امام رفتند و امام از طريق آقاي مهدوي پيشنهاد كرد كه به علمايي كه اين كار را خلاف شرع ميدانستند بگوئيد جاده براي دولت و در اختيار دولت است و كسي كه برنج خود را نميخواهد به دولت بفروشد حق عبور از اين جادهها را ندارد.»
دنياي امروز دنياي تعامل است نه تقابل
نبوي در پاسخ به اين سوال كه برخي معتقدند دولت و مجلس اصلاحات با سياستهاي نامناسب درمقابل غرب اشتباه كرد، گفت:« ما معتقديم دنياي امروز دنياي تعامل است نه تقابل. با تقابل نميشود كاري پيش برد چين و روسيه كه بيشترين مخالفتها را با آمريكا دارند با تقابل پيش نميروند با تعامل كار ميكنند. اگر از نظر سياسي تقابل داشته باشيم پيامدهايي براي ما دارد اما در جهان تعامل آن مشكل را ما نداريم. ما هميشه زمان جنگ غبطه ميخورديم كه صدام توانسته است 90 ميليارد دلار سرمايه خارجي جذب كند. صدام خيليها را به خاطر حفظ سرمايههايشان مدافع خود كرده بود.»
نبوي گفت: « پس از فروپاشي شوروي و پايان دورهي جنگ سرد چند سالي تلاش كرديم كه جلوي تك قطبي شدن جهان را بگيريم، اما وقتي آمريكا تنها قطب قدرتمند جهان شد عملا فضاي جهان عوض شد. در دورهي اصلاحات جناح مخالف اصلاحات كه تلاش ميكرد برخلاف سابقهاش كه دنبال اقتصاد نبود شعارهايش را دقيقا با نيازهاي اقتصادي مردم وفق دهد و به شدت به شعارهاي اصلاحي حمله كرد و گفت كه اينها به جاي اينكه به فكر معشيت مردم باشند به دنبال شعارهاي سياسي و اصلاح قانون مطبوعات و انتخابات هستند. دولت خاتمي با وجود اين كه در مورد مسائل اقتصادي هيچ وعده و وعيدي به مردم نداده بود اما وضع اقتصادي كشور در آن زمان از دورههاي قبل و بعد بهتر نبوده باشد، بدتر هم نبود. اين شعارها سبب شد كه مردم به مسائل اقتصادي توجه كنند.»