سالگرد پیروزی مردمی ترین انقلاب تاریخ معاصر جهان مبارک باد/ جمهوری اسلامی؛ آری .... حکومت خودکامان هرگز
كد خبر : 746
1388/03/03 - 15:34:58 P.M
Hacked by Cairex Digital Security Team
پايگاه اطلاع رساني سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران:به دنبال انتشار بيانات ارزشمند حضرت آيت الله العظمي صانعي كه در جمع اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران ايراد شده بود. هجمه سازمان دهي شده اي عليه اين مرجع بزرگوار تقليد آغاز شد كه در اين ميان روزنامه هاي كيهان و رسالت، نقش ويژه اي را ايفا كردند. در اين ارتباط سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران بيانيه اي صادر كرد كه متن كامل آن به شرح زير است:
بسم الله الرحمن الرحیم
در پی دیدار اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با حضرات آیات منتظری و صانعی، همانگونه که پیش بینی میشد شاهد واکنش منفی و هتاکانه مدعیان ولایت و شریعت بودیم. از جمله این واکنشها سرمقالههای توهین آمیز کیهان (۲۹ مهر ۸۶)و رسالت(۳۰ مهر ۸۶)علیه آیت الله العظمی صانعی بود. آیت الله صانعی در آن دیدار با تأکید بر تضاد ماهوی توحید با استبداد و استکبار، دیدگاه علامه نائینی در این خصوص را كه «خداوند در امور سیاسی هیچکس را قیم مردم قرار نداده است» ياد كردند. ایشان در تأیید این نظر به یکی از فرمودههای امام اشاره كردند که در پاسخ به سخن برخی از نمایندگان وقت مجلس که ایشان را مصداق اولوالامر در آیه شریفه «و اطیعوا الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم» دانسته بودند، بلافاصله واکنش نشان داده طی نامهای متذکر شدند که برخی از آیات و روایات در این خصوص (اولو الامر) وارد شده است كه مخصوص معصومین است.
حضرت آیةالله صانعی همچنین با تأکید به آیه شورا خطاب به پیامبر، تأکید کردند «معصومین(ع) نیز هرگز خود را قیم ندانسته و طریق استبداد نپیمودهاند.»
این سخنان در دنیایی که اسلام به علت عملکرد متحجران و دیکتاتورهای قدرتپرست متهم به ضدیت با دموکراسی است، آنهم از زبان یک مرجع تقلید یعنی عالیترین مقام دینی در اسلام، یک سند درخشان و ارزشمند است و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران که همواره در جهت تحقق اسلام شفقت و رحمت محمدی و اسلام عدالتخواه و آزادی طلب علوی کوشیده است، افتخار میکند که مخاطب چنین سخنان ارزشمندی بوده است.
این سخنان اما ظاهراً به مذاق قدرتپرستانی که سودای بازتولید استبداد در قالب دین دارند چندان خوش نیامده است. روزنامه کیهان و به فاصله یک روز، رسالت در حرکتی هماهنگ و در واکنش به این سخنان، آیة الله العظمی صانعی را متهم به تحریف آگاهانه سخن امام کردند و به ناروا چنین نمایاندند که مقصود ایشان نفی نظریه ولایت فقیه بوده است و سپس در باره نظریه ولایت فقیه به عنوان نظر امام داد سخن داده اند در حالیکه آیة الله صانعی نفیاً یا اثباتاً در فرمایشات خود هیچ اشارهای به بحث ولایت فقیه نداشتند.
بدون شک دفتر حضرت آیة الله صانعی در صورت صلاحدید پاسخ مناسب را به این تحرکات زشت خواهد داد، اما از آنجا که سازمان مخاطب سخنان ایشان بود خود را ملزم میداند تا برداشت خود را از این سخنان به سمع و نظر مردم شریف برساند تا حقایق نهفته در پس این تحرکات کاذب و سازمانیافته آشکار گردد. سازمان به ویژه از این جهت ارائه توضیحاتی را در این زمینه لازم میداند که روزنامه رسالت در سرمقاله کذایی خود با اشاره به اطلاعیه سیاسی چهار سال قبل جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در باره سازمان به آیة الله صانعی انتقاد کرده است که چرا در حالی که «عالیترین مرجع دینی کشور» این سازمان را نامشروع خوانده است ایشان به توصیه و نصیحت نپرداخته و خواستار اصلاح و حل مشکل مشروعیت نشدهاند؟!
۱- مدیر مسئول روزنامه کیهان که سمت نمایندگی ولی فقیه را نیز در این مؤسسه برعهده دارد و علی القاعده باید در اظهار نظر در باره امور دینی سخت محتاط باشد با اشاره به این که امام فرمودهاند:« برخی از آیات و روایاتی که در این خصوص(اولی الامر) وارد شده مخصوص معصومین است» در اظهار نظری عجیب مینویسد: «مفهوم کلام امام این است که برخی دیگر از این آیات و روایات شامل ولی فقیه هم میشود». در پی ایشان، سرمقاله نویس روزنامه رسالت نیز به تقلید از وی عیناً همان عبارت را تکرار می کند که « امام کی فرمودند تمامی آیات و روایاتی که درمورد اولی الامر وارد شده مخصوص معصومین است»؟
آيا واقعاً کسانی که داعیه ولایتمداری و ادعای شریعتمداریشان گوش فلک را کر کرده است، تا این حد از مسلمات قرآن و فقه شیعی بی اطلاع اند؟ اولاً در قرآن دو آیه در باره اولی الامر بیشتر وجود ندارد و در هر دو آیه به تصریح تمامی روایات شیعی مقصود از اولی الامر ائمه معصومین هستند. بنابراین، این سخن که برخی از آیات مربوط به اولی الامر شامل ولی فقیه هم میشود تنها از زبان کسی میتواند خارج شود که به دنبال توجيه ديدگاه خود مي باشد و با اعتماد به نفسی مثال زدنی به تفسیر و توجیه کلام امام مي پردازد و علیرغم وضوح و آشکاری این کلام، آن را به معنایی بیپایه و سخیف برمي گرداند. ای کاش این آقایان قبل از این گونه اظهار فضلها، آنهم در برابر یک مرجع، سری به تفاسیر شیعی میزدند تا در یابند، درباره آنچه که سالها به دفاع از آن بسیاری را متهم به نفاق و خروج از دین و بی اعتقاد به اسلام و ... کردهاند، تا چه حد بی پايه است و حد و اندازه خود بشناسند و در برابر یک مرجع این چنین بر جهل خود پایفشاری نکنند و به نام دفاع از ولایت فقیه و از موضع نماینده ولی فقیه، آبروی ولایت را نبرند. در این زمینه تنها به عنوان یک نمونه سخن علامه طباطبایی قدس سره را از تفسیر المیزان به عنوان معتبرترین تفسیر شیعی معاصر استناد میکنیم که در ذیل آیه «و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»(نساء: ۵۹) می فرماید: « آيه شريفه بين رسول و اولى الامر را جمع كرده، و براى هر دو يك اطاعت را ذكر نموده و فرموده :" وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ"، با اين كه در مورد رسول حتى احتمال اين نيز نمىرود كه امر به معصيت كند و يا گاهى در خصوص حكمى دچار اشتباه و غلط گردد، اگر در مورد اولى الامر اين احتمال برود به هيچ وجه نبايد براى جلوگيرى از اين احتمال قيدى نياورد، پس ما همين كه مىبينيم در مورد آنان نيز قيدى نياورده، چارهاى جز اين نداريم كه بگوييم آيه شريفه از هر قيدى مطلق است، و لازمه مطلق بودنش همين است كه بگوييم همان عصمتى كه در مورد رسول مسلم گرفته شد، در مورد اولى الامر نيز اعتبار شده باشد، و خلاصه كلام منظور از اولى الامر، آن افراد معينى هستند كه مانند رسول خدا (ص) داراى عصمتند.... منظور از كلمه امر در عنوان (اولى الأمر) ... آن شان و آن كارهايى است كه با دين مؤمنين مخاطب به اين خطاب، و يا به دنياى آنان ارتباط دارد، و مستقيم و غير مستقيم به آن برگشت مىكند، مؤيد اين كه منظور از امر چنين شانى است وسيع، دو آيه زير است، كه كلمه (امر) در هر دو به معناى امور دنيايى است، در يكى مىفرمايد:" وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ" و در ديگرى در مدح مردم با تقوا مىفرمايد:" وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ"( الميزان، ج۴: ۶۲۴) چنان که ملاحظه می شود در این عبارت علامه طباطبایی هم بر عصمت اولی الامر تأکید میکند و هم بر عمل اولی الامر معصوم براساس اصل شورا. واین عیناً همان سخنی است که آیة الله العظمی صانعی بیان کردهاند.
مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر آیه مذکور برای اینکه هیچ شکی باقی نگذارد که از نظر شیعه لفظ عام اولی الامر بر افراد خاصی دلالت دارد تأکید میکند: «هيچ اشكالى ندارد كه شارع از اين لفظ عام آن معناى خاص را اراده كرده باشد، چون قصد مفهومى از مفاهيم از يك لفظ، مطلبى است، و قصد مصداقى كه آن مفهوم با آن منطبق است مطلبى ديگر است، نظير مفهوم رسول كه معنايى است عام و كلى، و در آيه مورد بحث نيز در همان معنا استعمال شده، ولى منظور گوينده از اين لفظ عام رسول اسلام محمد بن عبد اللَّه (ص) است»(الميزان، ج۴: ۶۴۰).
اما در مورد روایات که مدیر مسئول کیهان و سرمقاله نویس رسالت اظهار داشته که برخی روایات در باره اولی الامر شامل ولی فقیه هم میشود و این سخن بی پایه را به امام نسبت دادهاند، ایشان را به کتب روایی و تفسیری نظیر تفسیر برهان و تفسیر عیاشی و غایة المرام و ینابیع الموده و کمال الدین صدوق ارجاع مي دهيم تا دریابند تمام روایات شیعه مربوط به اولی الامر، درباره ائمه معصومین (ع) است و نه عالمان دین و فقها. به فرموده علامه روایتی که البته بطور غیر مستقیم بر این نکته دلالت دارد که منظور از اولی الامر علما و صحابه پیامبر هستند، روایت ضحاک است. این موضوع در میان عالمان شیعی چنان بدیهی است که علامه طباطبایی در ذیل دومین آیه مربوط به اولی الامر (نساء:۸۴) در رد آن سخنی در صفحه 32 جلد 5 الميزان دارد که ما علاقمندان را به مطالعه آن دعوت مي كنيم.
۲- در بحث ما مهمتر از آگاهی از مصداق اولوالامر، رویکرد و گرایشی است که در پس سرمقالههای کیهان و رسالت نهفته است. به راستی چرا این جمله ساده و منطقی که «خداوند در امور سیاسی هیچکس را قیم مردم قرار نداده است» باید مسئولان کیهان و رسالت را ناراحت و نگران کند؟ و چرا این سخن را به معنای مخالفت با نظریه ولایت فقیه تلقی کردهاند؟ تأملی کوتاه در سرمقالههای کیهان و رسالت پاسخ این سئوال را روشن میسازد. سرمقاله نویس رسالت که مانند مدیر مسئول روزنامه كيهان از مسئله اصلی مورد نظر آیةالله صانعی تغافل کرده بی مناسبت سخنان امام را در تأیید ولایت فقیه نقل میکند تا چنین وانمود کند که آیة الله صانعی نفی نظریه ولایت کرده است، اما در همین سخنان نیز دم خروس پیداست آنجا که مینویسد:« آيا با اين تصريحات حضرت امام (ره) درباره حدود و اختيارات و منزلت ولايت فقيه بايد به توصيه آيت الله صانعى تلاش کنيم و به همه بفهمانيم که خدا در امور سياسى کسى را قيم بر مردم قرار نداده است» و اضافه میکند:«جملهاى که آيت الله صانعى فرمودند در مورد تلاش براى فهماندن اينکه خدا کسى را قيم مردم قرار نداده است، يک حرف جديد نيست اين پيام بستهبندى شده طرفداران جدايى دين از سياست و فرمولى براى سکولاريزاسيون حکومت است».چنان که ملاحظه میشود از نظر سرمقاله نویس روزنامه رسالت همانند مدير مسئول كيهان، ولي فقيه قيم مردم است و به همین دلیل است که از جمله «خداوند در امور سیاسی هیچکس را قیم مردم قرار نداده است» را نفی نظریه ولایت فقیه و ترویج سکولاریزاسیون و بی دینی میفهمد. این همان حقیقتی است که ما سالها برآن تأکید کرده و بارها و بارها گفتهایم که برخی از ولایت فقیه قیمومت بر مردم میفهمند و مردم راصغیر و ناآگاه و نیازمند قیم میدانند و در نتیجه برای مردم در اداره امور خویش هیچ حقی قایل نیستند و رأی مردم را زینت میدانند و جمهوریت را یک دروغ بزرگ و نشانه شرک تصور میکنند و به جای جمهوری اسلامی در پی برپایی حکومت وخلافت اسلامی هستند وتأکید امام بر جمهوری اسلامی را نه از سر اعتقاد به جمهوریت بلکه نوعی مصلحت اندیشی و به نیت کاهش حساسیت غرب نسبت به انقلاب اسلامی در دوران آغاز انقلاب میدانند و در یک کلام میکوشند نظریه سلطنت و استبدادی را در قالب نظریه ولایت فقیه بازسازی کنند. از نظر اینها همانطور که پیش از این به صراحت گفتهاند استبداد فی نفسه بد نیست استبداد غیر استدلالی مذموم است اما " ولایت فقیه، استبداد توام با استدلال است.!!!
با این توضیح روشن میشود که چرا این آقایان ازسخنان آیة العظمی صانعی چنین برآشفتهاند و نیز روشن میشود که ایشان انگشت روی نقطه حساسی گذاشتهاند که خواب راحت آقایان از این که یک مرجع با سابقه نزدیکی با امام به صراحت از عرصه سیاسی نفی قیمومیت و استبداد کند، چنین آشفته شده که به خود اجازه اهانت به مرجعیت را میدهند. واقعیت این است آنچه که آیة الله صانعی فرمودهاند و باعث خشم کسانی شده که حمله و اهانت هماهنگ و سازمانیافته را از طریق روزنامههای مذکور طراحی کردهاند، اصلی ترین محور چالش سالهای پس از انقلاب تا امروز در عرصه سیاسی و فکری است. یک طرف نیروهایی قرار دارند که در ادامه سنت روشنگری دینی سده اخیر از سید جمال به این سو اسلام را مخالف دیکتاتوری و توحید را متعارض استبداد میدانند و نسبت به تلاشهایی که به ویژه در سالهای اخیر از طریق محدود سازیهای آشکار عرصه رقابت سیاسی و انتخابات مجلس و حوزه قلم و اندیشه و بیان ومطبوعات، صورت گرفته نگران هدم اساس جمهوریت نظام و گسترش و حاکمیت بلامنازع تفکرات استبدادی و اقتدارگرایانه بر کشور هستند و گروهی دیگر که تقدیس کنندگان خشونت وتشنگان قدرتاند و دموکراسی دجال و جمهوریت را فریب عصر بیدینی و نماد الحاد و خروج از ولایت الله میدانند و دین و شریعت را در خدمت سیاسی و تثبیت موقعیت و تقویت قدرت خود میخواهند، تا آنجا که حتی در مرجعیت دینی نیز قایل به خودی و غیر خودی هستند و اگر مرجعی برخلاف عقیده و مرام ایشان اظهار نظری کند زشتترین اهانتها حتی متهم کردن وی به دروغگویی و تحریف، شرعاً از نظر ایشان مجاز و بلکه عین ثواب است و درمقابل اگر یک تشکیلات سیاسی روحانی نظیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم موضعی بگیرد که با مواضع و برنامههای سیاسی ایشان هماهنگ باشد، آن تشکیلات " عالیترین مرجع دینی در جهان اسلام " نام میگیرد. به این عبارت در سرمقاله روزنامه رسالت توجه کنید که با اشاره به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران راجع به سخنان آیة الله صانعی مینویسد: « البته اين سخنان در ديدار گروهى عنوان شده است که از طرف عالىترين نهاد دينى کشور يعنى جامعه مدرسين حوزه علميه قم، عدم مشروعيت دينى آنها اعلام شده است». چنان که ملاحظه میشود در منطق اقتدارگرایان آزادی ستیز اگر مرجعی برخلاف عقیده ایشان سخنی گفت آنچنان مقامش تنزل میکند که متهم کردن وی به دروغ و تحریف واجب میشود و یک تشکیلات سیاسی روحانی اگر موضعی در تقویت ایشان اتخاذ کرد و نیروی سیاسی مخالف ایشان را نامشروع خواند "عالیترین نهاد دینی کشور" میشود. به راستی چگونه نهادی که اعضای آن حداکثر فقیهند در مقامی بالاتر از مرجعیت قرار داده میشود؟ خوبست آقایان نام اعضای کنونی جامعه مدرسین را اعلام کنند تا روشن شود چند در صد از این آقایان نه در جامعه بلکه حتی در حوزههای علمیه شناخته شده هستند. آنگاه توضیح دهند اين تشكل سياسي چگونه و از چه زمانی بالاتر از مراجع عظام، عالیترین نهاد دینی کشور شناخته شده است؟ واقعیت آن است كه نه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم عالیترین نهاد دینی کشور است و نه آقایان اعتقادی به این تشکل روحانی سیاسی دارند. بلکه اصل برای حضرات قدرت است. اگر این قدرت اقتضا کند پنهان شدن و سنگر گرفتن پشت سر جامعه مدرسین علیه مخالفان خود واجب عینی میشود و اگر همین قدرت اقتضا کند میتوان عدهای رجاله را در برابر محل جامعه مدرسین بسیج کرد تا شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه بدهند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ايران به صراحت اعلام میکند مهمترین خطری که اساس تمامی تهدیدها و چالشهای داخلی و خارجی کنونی فراروی کشور است، همین دیدگاه اقتدارگرایانه و استبدادی توسعه طلب و سیری ناپذیری است که در سالهای اخیر قدرتی دوچندان یافته و نه تنها عرصه سیاسی و نهادها و نیروهای معتقد به اسلام و ملتزم به سربلندی نظام و کشور را تهدیدمیکند، بلکه چندی است استقلال و حریت نهادهای دینی و حوزههای علمیه را نیز هدف گرفته است. سازمان ضمن این که ورود به دیالوگ و گفت و گو نقد را در تمامی عرصهها از جمله با عالمان دینی امری مبارک و مطلوب میداند، اهانت و هتاکی سازمانیافته به ساحت مرجعیت دینی را محکوم کرده، متواضعانه از عالمان و فضلای محترم و نهادهای دینی میخواهد در قبال این گونه پردهدریها ساکت ننشینند.بدون شک مقصود این اهانتهای سازمانیافته بیش و پیش از آن که شخص آیة الله العظمی صانعی باشد پیامی است به دیگران که در صورت عدم احتیاط در بیان مواضع و نظرات چه واکنشی در انتظار ایشان است. از این رو سکوت امروز گستاخیها و پردهدریهای بیشتر آینده را در پی خواهد داشت.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
5 آبانماه ۸۶